در مغز یک قاتل چه می گذرد؟

در مغز یک قاتل چه می گذرد؟

همه ما در مورد قاتلین و یا افراد جامعه ستیز که به آنها سایکوپت می گویند بسیار شنیده، خوانده و حتی فیلم های سینمایی زیادی در مورد آنها دیده ایم. نمونه های تاریخی این افراد کم نیستد. در سیاست از هیتلر که دنیا را با کشتارهای بی رحمانه اش به نابودی و جنگ کشاند تا گروه داعش که سر آدمهای بی دفاع را با بی رحمی هر چه تمام تر از بدنشان جدا می کنند. در مردم عادی هم امثالی مانند تد باندی در آمریکا که جوانی تحصیلکرده و دانشجوی حقوق بود و بیش از ۳۵ زن را پس از آزار و اذیت به قتل رساند.

دانشمندان روانشناس معتقدند که در این افراد مهم ترين وجه مشترك از نقطه نظر روانى و شخصیتی رفتارهای جامعه ستیز است كه به آنها سايكوپت مى گویند. آنها می توانند بدون احساس ترحم و دلسوزی اعمال وحشتناک ستیز و خونخوارنه انجام دهند. این قاتلان نوعی جنون مشابه دارند یعنی نوعی مشکلات ذهنی و روانی که آنها را به سمت خون و جنایت می کشاند.

چرا انسانی جامعه ستیز و خطرناک می شود که می تواند به راحتی انسان های دیگر را به بدترین وضع به قتل برساند؟ در مغز آنها چه میگذرد؟

علم روانشناسی در باره آنها چه می گوید؟ و ریشه این افکار مخرب از کجا می آید؟

در اوایل قرن بیستم گروهی از پزشکان در اروپا پی بردند که بعضی از بیماران آنها افرادی هستند که به نظر ظاهری طبیعی و سالم دارند اما در واقع نوعی جنون را از خود نشان می دهند. بعد از مطالعات زیاد بروی این بیماران، روانپزشکان به این نتیجه رسیدند که این بیماران به اختلال شخصیت جامعه ستیز مبتلا هستند که نوعی اختلال روانی و رفتاری پیچیده است که فرد از سنین کودکی رفتارهای پرخاشگرانه و یا تمایلات خشنوت آمیز دارد و آن را به اشکال های مختلف از خودش نشان می دهد.

اغلب این بیماران نسبت به احساسات و وضعیت روحی دیگران اهمیت نمی دهند و علاقه به انجام اعمال خلاف قانون دارند. افرادی بسیار خودخواه، خودشیفته و سنگدل هستند. آنها هرگز دلشان برای قربانیانشان نمی سوزد. احساس ترحم  ندارند که بتوانند از کارشان صرفنظر کنند و یا پشیمان شوند. این افراد از لحاظ ذهنی یا عملکرد مغزی دچار نقص می‌باشند که خودشان از آن نقص  آگاهی ندارند. اگر درمان نشوند در طول زمان این اختلال ثابت درشان باقی می ماند و بسیاری از قاتلین و مجرمین خطرناک به  به این اختلال مبتلا هستند.

دانشمندان عصب شناس معتقدند عواملی در این اختلال نقش دارند، مانند عوامل ژنتیک که در ژن این افراد یک کروموزوم به حالت غیرنرمال در سنین بلوغ خودش را نشان می دهد و به همین دلیل این قاتلان که بیشتر مردها هستند رفتار و کشش به آدمکشی از دوره بلوغ درشان نشان داده می شود.

لوب فرونتال بخشی از مغز است که در قسمت جلوی پیشانی قرار گرفته و کنترل مهارت های شناختی مهم در انسان، مانند بیان عاطفی، حل مسائل، حافظه، زبان، قضاوت و رفتار جنسی را بر عهده دارد. در قاتلان این قسمت از مغز غیرفعال است.

با این حال، محققان باور دارند که مشکلات مغزی به تنهایی باعث بروز خشونت در یک فرد نمی شوند و اگر یک فرد به شدت مورد آزار قرار گرفته باشد، دچار خشم درونی نهفته ای خواهد شد که کشش به ارتکاب جرم و جنایت دارد.

بنابراین دو عامل (محیط و ژنتیک) تاثیرات بسیاری در بوجود آمدن اختلال ضد اجتماعی در فرد می شوند که او می تواند وحشتناکترین کارها را با دیگران و جامعه انجام دهد. به جای احساس گناه و پشیمانی از انجام آزار و کشتارهای وحشیانه احساس لذت، آرامش و قدرت می کند. بعضی از آنها به خاطر آزار‌ها، تحقیر‌ها و کمبودهایی که در دوران کودکی داشتند  هیچ ارزشی برای چیزی در این دنیا ندارند. برای همین است که آنها همیشه یک حس انتقام درشان است.

درمان اختلال جامعه ستیز چیست؟

درمان اختلال جامعه ستیز بسیار چالش انگیز است. در حقیقت هیچ درمان ویژه ای برای این اختلال وجود ندارد. از آنجا که اختلال شخصیت جامعه ستیز یک بیماری مزمن است نیاز به درمان طولانی مدت دارد، چون این اختلال با دیگر حالاتی مانند افسردگی و اضطراب همراه است.

برای درمان این اختلال، روانپزشکان در دارو درمانی از داروهای ضد جنون، افسردگی و اضطراب برای پایین بردن حالات خشم بیمار استفاده می کنند. در روان درمانی روانشناس  از تکنیکهایی برای کنترل استرس و خشم استفاده می کند که شامل چندین روش می شود:

–  روانکاو به بیمار کمک می کند که افکار و رفتارهای منفی و ناسالم را جایگزین رفتارهای سالم و مثبت کند.

– تمرکز برای آگاهی از افکار و رفتار های نا خود آگاه و بیشتر در دوران کودکی و ضربه هایی که در بیمار بوجود آمده است و شرایط درونی و بیرونی که موجب بروز تفاوتها در شخصیت او شدند.

– درمان به همراه خانواده و دوستان بیمار در مورد بیماری و مسائلی مانند کنار آمدن با مشکلات و مهارت هایی برای کنترل خشم بیمار آموزش داده می شود.

دکتر مهرنگ خزاعی – روانشناس بالینی

استرس چیست و راه های کاهش آن چگونه است

استرس چیست و راه های کاهش آن چگونه است

استرس یکی از آسیب‌های روانی است. کلمه‌ای است که ما هر روز بارها و بارها می شنویم. روانشناسان استرس را یک اختلال عصبی می دانند که باعث بوجود آمدن مشکلات روحی و جسمی می شود.

استرس زمانی به شما دست می دهد که فشار بیش از آنچه به آن عادت دارید به شما وارد می شود.  تقریبا هر چیزی می‌تواند باعث استرس شود و برای بعضی افراد فقط فکر کردن به یک واقعه می‌تواند استرس آور باشد. یعنی زمانی که آنها در مورد چیزی نگران یا ناراحت هستند احساس استرس می‌کنند. این نگرانی در ذهن آنها باعث می‌شود که احساس بدی داشته باشند. احساس خشم، سرخوردگی، ترس و یا وحشت که می‌تواند منجر به اختلات عصبی و روحی شود.

زمانیکه شما دچار استرس  می شوید بدنتان  شروع به ترشح هورمون‌هایی می‌کند که سرعت تپش قلب را بالا می برد، تنفس را سریع‌تر می کند و برای جسمتان خطر دارد. وقتی استرس بیشتر از توان جسمی و روحی باشد و زندگی تان را تحت تاثیرقرار دهد، یا مدت آن طولانی باشد سلامتی تان دچار اختلال می‌شوند و به اظطراب مزمن و یا بیماری های دیگر جسمی تبدیل می شود.

استرس می‌تواند با سردرد، ناراحتی معده و مشکل در خوابیدن همراه باشد. همچنین می‌تواند سیستم ایمنی بدن را ضعیف کند و مبارزه با بیماری‌ها را برای شما سخت کند. بعلاوه اگر به یک بیماری مبتلا هستید ممکن است استرس آن را بدتر نماید.

علل و عوامل استرس را می توان به دو دسته تقسیم کرد: عوامل بیرونی و عوامل فردی.

عوامل بیرونی عبارتند از: مشکلات زندگی، مشکلات اقتصادی، ناامنی شغلی و دگرگونی‌های زندگی.

عوامل فردی در استرس بیشتر درونی است. آن هم به خاطر اینکه هر یک از ما نقش هایی در زندگی داریم، مانند نقش پدر، همسر و فرزند. هرنقشی رفتارهای خاص خود را دارد و انتظاراتی را بوجود می‌آورد، گاهی بین این نقش ها تضادهایی وجود دارد که در ما باعث فشار عصبی می‌شود.

یکی دیگر از عوامل فردی سن است. افراد مسن به دلیل تجربه، فشار عصبی کمتری را احساس می کنند تا جوانها. عامل دیگر استرس در جنسیت است. مردها نسبت به زنها استرس را بیشتر تجربه می کنند.

برای مثال:  مردی که شغلش را از دست داده از حالت آرامش خارج می شود و دچار استرس و باورهایی می شود که مبادا هرگز چنین شغلی را دوباره به دست نیاورد و ترس از فشارهای مالی در او پیدا می شود و آن استرس در او ایجاد نگرانی، درونگرایی و افسردگی می کند.

اگر درک ما در برابر مشکلات زندگی منفی باشد استرس ها تاب و توان ما را به چالش می کشند و بدن ما به طور خوداگاه  و شدید با انواع واکنش‌های روانی نسبت به آن تغییر و یا چالشها، واکنش نشان می‌دهد.

البته بعضی از استرس ها برای بدن مفید است و می تواند ما را از خطراتی حفظ کند. یعنی زمانیکه ما با یک تهدید یا خطر مواجه می شویم بدن ما موادی شیمیایی آزاد می‌کند که به ما قدرت محافظت می دهد. یعنی فرار با بیشترین سرعت و یا مبارزه با بیشترین توان. این مواد شیمیایی باعث افزایش ضربان قلب، محکم شدن ماهیچه ها، عرق کردن و افزایش سطح هوشیاری در ما می شود و همه این‌ها به ما کمک می کند در محافظت از خودمان در موقعیت های خطر.

بعنوان مثال: وقتی‌ که شما در خانه هستید و زلزله زمین را تکان می‌دهد و یا یک اتفاق خطرناکی برایتان می افتد بدن ما این مواد شیمیایی را بطور اتوماتیک بطور خیلی زیاد ترشح می کند و بدن سریعتر از همیشه عمل می کند و شما می‌توانید با سرعت بسیار از خانه خارج شوید و بتوانید  جان خود و خانواده‌تان را نجات دهید.  

درمان استرس چیست؟

برای درمان استرس های شدید که خاطرات آسیب زا را به صورت تدریجی در ذهن فرد زنده می کند و باعث عذاب روحی و جسمی در آن می شود روانپزشکان از دو روش برای درمان آن استفاده می کنند:

دارو درمانی و روان درمانی. در دارو درمانی پزشکان از داروهای ضد افسردگی و اظطراب برای درمان استرس های شدید استفاده می کنند و در روان درمانی به بیمار یاد می دهد که افکار منفی را به مثبت تبدیل کند.

یکی از راههایی که می تواند استرس شما را کم کند قدم زدن است. از پشت میز، و صندلی، در هر موقعیتی که هستید، بلند شوید و ده دقیقه راه بروید.

یکی دیگر از راههای درمان استرس این است که حداقل یک بار در روز، پنج یا ده دقیقه آرام بنشینید و کاری انجام ندهید. می توانید به شخص یا چیزی که مورد علاقه تان است فکر کنید. این کار می تواند استرس شما را کم کند. یا منظره ای یا عکسی که یادآور خاطرات خوش در شما می شود را نگاه کنید که باعث ایجاد احساس مثبتی در شما شود و استرس تان کم می شود. 

امروزه دانشمندان روانشناس در تحقیقاتی که در دانشگاه استنفورد امریکا انجام دادند به این نتیجه رسیدند، افرادی که ۴ بار در هفته پیاده روی می کنند استرس کمتری دارند و راحت تر می خوابند. همچنین آزمایشات نشان دادند که فشار خون این افراد در هنگام استرس ثابت باقی می ماند.

نفس کشیدن در پایین آوردن استرس به شما کمک می کند. چند نفس عمیق شما را مجبور می کند که شانه های خود را بکشید و ماهیچه های سفت را شل کنید.

دکتر مهرنگ خزاعی – روانشناس بالینی

چرا حسادت می کنیم؟

چرا حسادت می کنیم؟

برای مشاهده ویدئو کلیک کنید

حسادت احساس ناخوشایندی است که با تلخی و ناراحتی تجربه می شود. ادم حسود چشم دیدن هیچ چیزهای خوب را برای دیگران ندارد. بنابراین حسادت ترکیبی است از احساسات متفاوت در انسان. مانند ناامنی، اعتماد بنقس پایین، حقارت ، عصبانیت ، کینه و نفرت. که زیر بنای ان اضطراب است. حسادت در زن و مرد متفاوت است، علتش هم بخاطر دلبستگی عاطفی است. بنابراین، حسادت واکنشی پیچیده است که از احساسات و اندیشه ها و کردارهای طبیعی آدم ها است.

اختلال شخصیت چسیت؟

اختلال شخصیت چسیت؟

برای مشاهده ویدئو کلیک کنید

سعدی می گوید: تا مرد سخن نگفته باشد/ عیب و هنرش نهفته باشد! منظور از مرد انسانی هست که تا زمانی که صحبت نکرده شخصیت و وضعیت های اخلاقی، اشکالات ان و حتی فضیلت های اخلاقی اش مشخص نمی شود. شخصیت الگوهای معین و مشخصی از تفکر و رفتار ما در زندگی روزمره و محیط اجتماعی است. در شخصیت سالم هم ثبات وجود دارد و هم انعطاف‌پذیری. هم سازگاری و هم ناسازگاری.